درنیکا

یک طراح لباس از کجا ایده می‌گیرد؟

یک طراح لباس از کجا ایده می‌گیرد؟ راه‌های پیدا کردن ایده برای طراحی لباس

تحریریه درنیکا

۱۴ شهریور ۱۴۰۵۶ مطالعه

یک طراح لباس از کجا ایده می‌گیرد؟ گاهی نتیجه نهایی طراحی یک لباس آن‌قدر منسجم و فکرشده به نظر می‌رسد که تصور می‌کنیم طراح از همان ابتدا تصویر کاملی از آن در ذهن داشته است. اما واقعیت معمولاً متفاوت است. بسیاری از طراحی‌های خوب نه با یک تصویر کامل، بلکه با یک جرقه کوچک شروع می‌شوند؛ یک رنگ، یک عکس قدیمی، فرم یک ساختمان، حرکت یک پارچه، بخشی از یک فیلم یا حتی صحنه‌ای کاملاً معمولی در خیابان. ایده‌پردازی یکی از مهم‌ترین بخش‌های فرآیند طراحی لباس است. طراح قبل از اینکه به سراغ اسکچ، انتخاب پارچه یا ساخت الگو برود، باید بداند قرار است درباره چه چیزی حرف بزند و چه حسی را از طریق لباس منتقل کند. به همین دلیل سؤال مهم این نیست که «ایده خوب از کجا پیدا کنیم؟»؛ بلکه این است که: چطور یاد بگیریم اطرافمان را مثل یک طراح ببینیم؟

ایده در طراحی لباس دقیقاً چیست؟ ایده طراحی لباس الزاماً به معنی پیدا کردن یک مدل جدید برای یقه، آستین یا دامن نیست. ایده می‌تواند یک مفهوم باشد. برای مثال: «حرکت»، «آزادی»، «معماری مدرن»، «زندگی شهری»، «نوستالژی»، «فرهنگ یک منطقه»، «طبیعت» یا حتی یک تضاد مانند «نرمی و خشونت». طراح این مفهوم اولیه را به تدریج به زبان لباس ترجمه می‌کند. رنگ، فرم، سیلوئت، پارچه، بافت، جزئیات، حجم و حتی نحوه استایل کردن لباس می‌توانند بخشی از این ترجمه باشند. به همین دلیل دو طراح می‌توانند از یک موضوع کاملاً مشابه الهام بگیرند اما در نهایت به دو مجموعه کاملاً متفاوت برسند.

زندگی روزمره؛ یکی از بزرگ‌ترین منابع الهام طراحان برای پیدا کردن ایده همیشه لازم نیست به دنبال منابع عجیب و پیچیده باشیم. گاهی بهترین ایده درست مقابل ماست. نوع لباس پوشیدن آدم‌ها در خیابان، رفتار آن‌ها با لباس، ترکیب‌های غیرمنتظره، لباس‌های قدیمی اعضای خانواده، محیط کار، سفر یا حتی وسایلی که هر روز با آن‌ها سروکار داریم می‌توانند شروع یک پروژه طراحی باشند. تفاوت طراح با یک مشاهده‌گر معمولی در همین‌جاست. طراح فقط یک کت نمی‌بیند؛ ممکن است به نحوه افتادن پارچه روی شانه، نسبت یقه با بدن یا ترکیب رنگ آن با محیط توجه کند. دیدن، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های یک طراح لباس است.

هنر؛ جایی که رنگ و فرم تبدیل به لباس می‌شوند نقاشی، مجسمه‌سازی، عکاسی، سینما و سایر شاخه‌های هنر از مهم‌ترین منابع الهام در دنیای فشن هستند. گاهی یک طراح از پالت رنگی یک نقاشی الهام می‌گیرد و گاهی فرم یک مجسمه به پایه شکل‌گیری سیلوئت لباس تبدیل می‌شود. حتی فضای یک فیلم می‌تواند روی انتخاب رنگ، پارچه و استایل یک مجموعه تأثیر بگذارد. اما الهام گرفتن از هنر به معنی کپی کردن مستقیم یک اثر نیست. طراح باید بتواند ویژگی موردنظرش را تحلیل کند و بعد آن را به زبان لباس ترجمه کند.

معماری؛ منبعی قدرتمند برای طراحی سیلوئت معماری و طراحی لباس بیشتر از چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسد به یکدیگر شباهت دارند. هر دو با فرم، حجم، تناسب، خط و ساختار سروکار دارند. قوس یک بنا، خطوط هندسی یک ساختمان مدرن، تکرار پنجره‌ها یا حتی نحوه قرار گرفتن سطوح روی یکدیگر می‌توانند در طراحی لباس به خطوط برش، حجم آستین، ساختار دامن یا فرم کلی لباس تبدیل شوند. به همین دلیل بسیاری از طراحان هنگام تحقیق برای یک کالکشن، فقط سراغ تصاویر لباس نمی‌روند؛ معماری هم می‌تواند بخشی مهم از Moodboard آن‌ها باشد.

طبیعت؛ منبعی که تقریباً تمام نمی‌شود رنگ‌ها و فرم‌های موجود در طبیعت یکی از قدیمی‌ترین منابع الهام برای طراحی هستند. گل‌ها، گیاهان، سنگ‌ها، دریا، پوست حیوانات، فرم برگ‌ها و حتی تغییر فصل‌ها می‌توانند مسیر یک طراحی را شکل دهند. اما باز هم قرار نیست طراح یک گل را مستقیماً روی لباس تکرار کند. مثلاً ممکن است ساختار لایه‌لایه گلبرگ‌ها تبدیل به حجم یک دامن شود یا طیف رنگی یک منظره، پالت رنگی مجموعه را بسازد. این همان نقطه‌ای است که مشاهده به طراحی تبدیل می‌شود.

پارچه گاهی خودش ایده را می‌سازد همیشه طراحی قبل از پارچه اتفاق نمی‌افتد. گاهی طراح ابتدا با یک پارچه مواجه می‌شود و ویژگی‌های همان پارچه مسیر طراحی را مشخص می‌کنند. افت پارچه، میزان ضخامت، شفافیت، کشسانی، بافت و حتی صدایی که هنگام حرکت ایجاد می‌کند می‌تواند روی فرم نهایی لباس تأثیر بگذارد. یک پارچه خشک و ساختاریافته امکانات متفاوتی نسبت به یک پارچه بسیار روان ایجاد می‌کند. به همین دلیل شناخت پارچه فقط یک موضوع فنی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از فرآیند خلاقانه طراحی لباس باشد.

تاریخ، فرهنگ و لباس‌های بومی تاریخ مد یکی از غنی‌ترین آرشیوهای تصویری برای یک طراح است. فرم لباس‌های دوره‌های مختلف، تکنیک‌های دوخت قدیمی، لباس‌های محلی، تزئینات سنتی و حتی شیوه استفاده از رنگ در فرهنگ‌های مختلف می‌توانند الهام‌بخش باشند. البته استفاده حرفه‌ای از این منابع نیازمند تحقیق است. طراح باید بداند یک فرم یا نماد از کجا آمده، چه معنایی داشته و در چه بستری استفاده شده است. اینجاست که طراحی از یک انتخاب صرفاً بصری فراتر می‌رود و عمق بیشتری پیدا می‌کند.

ترندها؛ الهام بگیریم یا دنبالشان کنیم؟ ترند یکی دیگر از منابع اطلاعاتی طراح است؛ اما لزوماً نباید نقطه شروع تمام طراحی‌ها باشد. یک طراح حرفه‌ای ترند را می‌شناسد، تحلیل می‌کند و می‌داند بازار به چه سمتی حرکت می‌کند؛ اما قرار نیست هر چیزی که ترند شده مستقیماً وارد طراحی او شود. گاهی بهترین نتیجه زمانی شکل می‌گیرد که طراح بتواند یک ترند را با هویت طراحی خودش ترکیب کند. شناخت ترند مهم است، اما داشتن نگاه مستقل مهم‌تر است.

Moodboard؛ جایی که ایده‌های پراکنده به یک مسیر تبدیل می‌شوند احتمالاً یکی از مهم‌ترین مراحل بعد از پیدا کردن ایده، ساخت Moodboard یا برد الهام است. در Moodboard می‌توان عکس، رنگ، پارچه، بافت، کلمات، آثار هنری، جزئیات معماری و هر چیزی که به فضای پروژه مربوط است کنار یکدیگر قرار داد. هدف فقط ساختن یک صفحه زیبا نیست. Moodboard کمک می‌کند بفهمیم: این مجموعه چه حسی دارد؟ رنگ‌های اصلی آن چیست؟ فرم‌ها بیشتر نرم هستند یا ساختاریافته؟ فضای طراحی مینیمال است یا پرجزئیات؟ چه چیزهایی متعلق به این پروژه هستند و چه چیزهایی نیستند؟ در واقع Moodboard مرزی برای دنیای بصری پروژه ایجاد می‌کند.

تفاوت الهام گرفتن و کپی کردن چیست؟ این بخش شاید یکی از مهم‌ترین نکات در ایده‌پردازی باشد. دیدن آثار دیگر طراحان برای یادگیری و تحقیق کاملاً طبیعی است. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که یک طراحی تقریباً بدون تغییر بازتولید شود. الهام گرفتن یعنی بفهمیم چه چیزی در یک اثر برای ما جذاب بوده و بعد آن ویژگی را از نگاه خودمان بازطراحی کنیم. ممکن است فرم، رنگ، کانسپت، تناسب یا تکنیک خاصی توجه ما را جلب کرده باشد. وظیفه طراح این است که آن مشاهده را پردازش کند، نه اینکه فقط آن را تکرار کند.

چطور ایده اولیه را به لباس تبدیل کنیم؟ اینجاست که بخش جذاب ماجرا شروع می‌شود. ایده اولیه باید کم‌کم از یک مفهوم انتزاعی به تصمیم‌های واقعی تبدیل شود. اگر کانسپت شما «حرکت» است، باید بپرسید: حرکت در فرم لباس چطور دیده می‌شود؟ پارچه باید سبک باشد یا ساختاریافته؟ خطوط لباس مستقیم هستند یا منحنی؟ لباس هنگام راه رفتن چه رفتاری دارد؟ سیلوئت بسته است یا آزاد؟ با پاسخ دادن به همین سؤال‌ها، کانسپت کم‌کم وارد طراحی می‌شود. بعد از آن نوبت اسکچ، انتخاب متریال، بررسی ساختار لباس، الگوسازی، نمونه‌سازی و اصلاح است. یعنی طراحی لباس فقط پیدا کردن یک تصویر زیبا نیست؛ بلکه تبدیل یک ایده به یک لباس قابل اجراست.

نکات کلیدی

  • ایده همه‌جا هست، نگاه طراحانه مهم است
  • یک طراح لباس می‌تواند از تقریباً هر چیزی الهام بگیرد؛ از هنر و معماری گرفته تا طبیعت، تاریخ، پارچه و اتفاقات ساده روزمره.
  • اما منبع الهام به تنهایی یک طراحی خوب نمی‌سازد.
  • آنچه اهمیت دارد، توانایی طراح در دیدن، تحلیل کردن، انتخاب کردن و تبدیل یک ایده به فرم لباس است.
  • خلاقیت همیشه به معنی اختراع چیزی از صفر نیست.
  • گاهی خلاقیت یعنی چیزی را که همه دیده‌اند، کمی متفاوت‌تر ببینیم.

ادامه کاوش

مجله درنیکا را بیشتر کاوش کنید

هر مطلب دری است به دنیای صنعت مد ایران. مطالعه، بهترین سرمایه‌گذاری برای یک متخصص است.