درنیکا

لباس هم صدا دارد؟ چیزی که کمتر در طراحی فشن به آن توجه می‌کنیم

لباس فقط چیزی نیست که دیده یا لمس شود؛ گاهی شنیده هم می‌شود. از خش‌خش پارچه و صدای چرم گرفته تا برخورد مهره، پولک و زنجیر، صدا می‌تواند روی شخصیت و تجربه یک لباس تأثیر بگذارد. اما طراح تا چه اندازه باید به صدای لباس فکر کند؟

تحریریه درنیکا

۱۱ آبان ۱۴۰۵۷ مطالعه

وقتی درباره طراحی لباس حرف می‌زنیم، معمولاً اولین چیزهایی که به ذهنمان می‌رسند رنگ، فرم، پارچه، سیلوئت یا جزئیات ظاهری هستند. اما یک بخش کمتر دیده‌شده در تجربه لباس وجود دارد که تقریباً همیشه همراه ماست: صدا. صدای برخورد مهره‌ها با هم، خش‌خش یک پارچه خشک، صدای چرم هنگام حرکت، برخورد زنجیرها یا حتی صدای خیلی آرام یک دامن هنگام راه رفتن؛ همه این‌ها بخشی از تجربه پوشیدن لباس هستند. شاید به همین دلیل بتوان گفت لباس فقط چیزی نیست که دیده یا لمس می‌شود؛ گاهی شنیده هم می‌شود.

وقتی درباره طراحی لباس حرف می‌زنیم، معمولاً اولین چیزهایی که به ذهنمان می‌رسند رنگ، فرم، پارچه، سیلوئت یا جزئیات ظاهری هستند. اما یک بخش کمتر دیده‌شده در تجربه لباس وجود دارد که تقریباً همیشه همراه ماست: صدا. صدای برخورد مهره‌ها با هم، خش‌خش یک پارچه خشک، صدای چرم هنگام حرکت، برخورد زنجیرها یا حتی صدای خیلی آرام یک دامن هنگام راه رفتن؛ همه این‌ها بخشی از تجربه پوشیدن لباس هستند. شاید به همین دلیل بتوان گفت لباس فقط چیزی نیست که دیده یا لمس می‌شود؛ گاهی شنیده هم می‌شود. اصلاً صدای لباس از کجا می‌آید؟ بخش زیادی از صدای یک لباس از جنس متریال آن می‌آید. بعضی پارچه‌ها تقریباً بی‌صدا هستند، اما بعضی دیگر با کوچک‌ترین حرکت واکنش صوتی نشان می‌دهند. نوع بافت، ضخامت، خشکی، سطح پارچه و حتی تعداد لایه‌ها روی صدایی که ایجاد می‌شود تأثیر دارند. برای مثال، یک پارچه نرم و ریزش‌دار معمولاً صدای بسیار کمی ایجاد می‌کند، در حالی که پارچه‌ای خشک و ساختارمند ممکن است هنگام حرکت صدای بیشتری داشته باشد. پس همان‌طور که پارچه روی فرم لباس اثر می‌گذارد، می‌تواند روی صدای لباس هم تأثیر بگذارد. بعضی متریال‌ها شخصیت صوتی دارند اگر چند متریال مختلف را کنار هم بگذاریم، متوجه می‌شویم هرکدام تقریباً شخصیت صوتی خاص خودشان را دارند. چرم هنگام حرکت می‌تواند صدایی نسبتاً خشک و مشخص ایجاد کند. تافته و بعضی پارچه‌های ساختارمند معمولاً خش‌خش قابل تشخیصی دارند. پارچه‌های نرم و پشمی صدای خیلی کمتری ایجاد می‌کنند و حس آرام‌تری دارند. پولک، مهره و کریستال با حرکت بدن به هم برخورد می‌کنند و ممکن است عمداً بخشی از تجربه لباس شوند. زنجیر، سگک و قطعات فلزی هم می‌توانند صدای طراحی را کاملاً تغییر دهند. در نتیجه، انتخاب متریال فقط درباره «این پارچه چه شکلی دارد؟» نیست. گاهی سؤال جالب‌تر این است: وقتی این لباس حرکت کند، چه صدایی خواهد داشت؟

حرکت، صدا را فعال می‌کند لباس تا زمانی که ثابت است ممکن است هیچ صدایی نداشته باشد. اما به محض اینکه بدن شروع به حرکت می‌کند، پارچه‌ها روی هم می‌لغزند، تزئینات به یکدیگر برخورد می‌کنند و لایه‌های لباس جابه‌جا می‌شوند. به همین دلیل صدا در فشن ارتباط مستقیم با حرکت بدن دارد. یک لباس ممکن است در عکس بسیار ساده به نظر برسد، اما وقتی فرد با آن راه می‌رود، تجربه کاملاً متفاوتی ایجاد کند. این موضوع به‌خصوص در طراحی لباس‌های نمایشی، لباس‌های Runway، لباس‌های دارای Fringe، منجوق، پولک یا اجزای فلزی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین طراحی‌هایی، لباس فقط یک تصویر ثابت نیست؛ تبدیل به چیزی می‌شود که همراه بدن حرکت می‌کند و واکنش نشان می‌دهد.

صدا می‌تواند حس لباس را تغییر دهد تصور کنید وارد فضایی می‌شوید و قبل از اینکه یک لباس را کامل ببینید، صدای آرام برخورد زنجیرها یا مهره‌های آن را می‌شنوید. این صدا می‌تواند قبل از خود لباس یک حس ایجاد کند. بسته به متریال، صدا ممکن است لباس را: لوکس‌تر سنگین‌تر صنعتی‌تر ظریف‌تر جسورانه‌تر یا حتی کمی نمایشی‌تر نشان دهد. در واقع صدا هم مثل رنگ و بافت می‌تواند بخشی از شخصیت طراحی باشد. صدای لباس همیشه چیز خوبی نیست البته هر صدایی قرار نیست جذاب باشد. گاهی یک لباس از نظر بصری فوق‌العاده است، اما هنگام پوشیدن صدای آزاردهنده‌ای ایجاد می‌کند. برای مثال، بعضی پارچه‌های مصنوعی هنگام تماس با یکدیگر صدای زیادی دارند یا برخی تزئینات ممکن است هنگام راه رفتن دائماً به هم برخورد کنند. در اینجا طراح باید فقط به زیبایی فکر نکند و تجربه واقعی استفاده‌کننده را هم در نظر بگیرد. اگر لباس قرار است چند ساعت پوشیده شود، صدای مداوم آن ممکن است برای فرد یا حتی اطرافیان آزاردهنده باشد. پس گاهی طراحی خوب به معنی کم کردن صدا است، نه اضافه کردن آن.

آیا طراح می‌تواند صدا را عمداً طراحی کند؟ بله، و این بخش ماجرا خیلی جذاب است. در بعضی طراحی‌های مفهومی یا نمایشی، صدا می‌تواند بخشی از ایده اصلی لباس باشد. فرض کنید کانسپت یک مجموعه درباره صنعت و ماشین‌آلات باشد. استفاده از قطعات فلزی، زنجیر یا متریال‌هایی که هنگام حرکت صدای مشخصی تولید می‌کنند می‌تواند مفهوم طراحی را تقویت کند. یا اگر کانسپت درباره آرامش، سکوت و سبکی باشد، طراح ممکن است دقیقاً برعکس عمل کند و سراغ متریال‌هایی برود که تقریباً بی‌صدا هستند. در این حالت، صدا دیگر نتیجه اتفاقی طراحی نیست؛ تبدیل به یک تصمیم طراحی می‌شود.

اکسسوری‌ها هم بخشی از این ماجرا هستند گاهی صدا از خود لباس نمی‌آید. گوشواره‌های بلند، دستبندهای فلزی، زنجیر کیف، سگک کمربند یا حتی کفش می‌توانند روی تجربه صوتی استایل تأثیر بگذارند. به همین دلیل اگر یک استایل را به‌عنوان یک مجموعه کامل نگاه کنیم، صدا فقط به پارچه محدود نمی‌شود. ممکن است یک لباس کاملاً بی‌صدا باشد، اما اکسسوری‌ها شخصیت شنیداری آن را بسازند. صدای لباس و تجربه لوکس جالب است که درک ما از کیفیت گاهی فقط بصری نیست. صدای بسته شدن یک زیپ باکیفیت، قفل یک کیف، حرکت یک پارچه سنگین یا حتی برخورد کنترل‌شده جزئیات فلزی می‌تواند روی برداشت ما از کیفیت محصول تأثیر بگذارد. این یعنی تجربه یک محصول فشن فقط با چشم شکل نمی‌گیرد. صدا، لمس، وزن و حرکت در کنار ظاهر می‌توانند تعیین کنند یک محصول چقدر باکیفیت یا فکرشده به نظر برسد.

یک تمرین ساده برای طراحان لباس دفعه بعد که چند پارچه مختلف در اختیار دارید، فقط آن‌ها را نگاه نکنید. هرکدام را حرکت دهید. تا کنید. روی هم بکشید. کمی تکانشان دهید. بعد از خودتان بپرسید: این پارچه چه صدایی دارد؟ این صدا با شخصیت لباسی که می‌خواهم طراحی کنم هماهنگ است؟ اگر لباس در حال راه رفتن باشد، صدا بیشتر می‌شود یا کمتر؟ اگر دو لایه از این پارچه روی هم قرار بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟ ممکن است متوجه جزئیاتی شوید که فقط با دیدن پارچه هیچ‌وقت به آن‌ها توجه نمی‌کردید. طراحی لباس فقط برای چشم نیست یکی از جذاب‌ترین اتفاق‌ها در طراحی فشن زمانی رخ می‌دهد که لباس را فقط به‌عنوان یک تصویر نبینیم. لباس چیزی است که پوشیده می‌شود، حرکت می‌کند، لمس می‌شود، وزن دارد و گاهی صدا تولید می‌کند. هرچه طراح این تجربه را کامل‌تر ببیند، تصمیم‌های طراحی او هم دقیق‌تر می‌شوند. شاید یک جزئیات فلزی فقط زیبا نباشد؛ صدای خاصی هم ایجاد کند. شاید یک پارچه به دلیل حرکتش انتخاب شود. و شاید گاهی بهترین تصمیم این باشد که لباس تقریباً هیچ صدایی نداشته باشد.

نکات کلیدی

  • یک تمرین ساده برای طراحان لباس
  • دفعه بعد که چند پارچه مختلف در اختیار دارید، فقط آن‌ها را نگاه نکنید.
  • هرکدام را حرکت دهید.
  • تا کنید.
  • روی هم بکشید.
  • کمی تکانشان دهید.
  • بعد از خودتان بپرسید:
  • این پارچه چه صدایی دارد؟
  • این صدا با شخصیت لباسی که می‌خواهم طراحی کنم هماهنگ است؟
  • اگر لباس در حال راه رفتن باشد، صدا بیشتر می‌شود یا کمتر؟
  • اگر دو لایه از این پارچه روی هم قرار بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟
  • ممکن است متوجه جزئیاتی شوید که فقط با دیدن پارچه هیچ‌وقت به آن‌ها توجه نمی‌کردید.
  • طراحی لباس فقط برای چشم نیست
  • یکی از جذاب‌ترین اتفاق‌ها در طراحی فشن زمانی رخ می‌دهد که لباس را فقط به‌عنوان یک تصویر نبینیم.
  • لباس چیزی است که پوشیده می‌شود، حرکت می‌کند، لمس می‌شود، وزن دارد و گاهی صدا تولید می‌کند.
  • هرچه طراح این تجربه را کامل‌تر ببیند، تصمیم‌های طراحی او هم دقیق‌تر می‌شوند.
  • شاید یک جزئیات فلزی فقط زیبا نباشد؛ صدای خاصی هم ایجاد کند.
  • شاید یک پارچه به دلیل حرکتش انتخاب شود.
  • و شاید گاهی بهترین تصمیم این باشد که لباس تقریباً هیچ صدایی نداشته باشد.
  • جمع‌بندی
  • صدا شاید اولین چیزی نباشد که هنگام طراحی لباس به آن فکر می‌کنیم، اما می‌تواند بخش مهمی از تجربه یک لباس باشد.
  • جنس پارچه، تزئینات، اکسسوری‌ها و نحوه حرکت لباس روی بدن همگی می‌توانند شخصیت شنیداری یک طراحی را شکل دهند.
  • پس دفعه بعد که یک لباس طراحی می‌کنید، بعد از انتخاب فرم، رنگ و پارچه، یک سؤال متفاوت هم از خودتان بپرسید:
  • اگر این لباس حرکت کند، چه صدایی دارد؟
  • شاید پاسخ همین سؤال، جزئیات تازه‌ای به طراحی شما اضافه کند.

ادامه کاوش

مجله درنیکا را بیشتر کاوش کنید

هر مطلب دری است به دنیای صنعت مد ایران. مطالعه، بهترین سرمایه‌گذاری برای یک متخصص است.